|
وبلاگ گروهی دانشجویان و دانش آموختگان کتابداری دانشگاه علامه طباطبایی |
Text a Librarian™ was developed specifically for librarians by taking an award- winning mobilequestions and answers technology and consulting with reference & patron services librarians to find out what would make it useful, accessible and affordable for libraries to use. From the easy-to-use interface, to the web- based platform, to the collaboration and reporting features, we have and will continue to respond to the suggestions and feedback from librarians in order to continually improve the service and expand the features http://www.textalibrarian.com/
+ نوشته شده در شنبه 1388/06/14ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
بیماران قلبی نخوانند (البته من اضافه کنم بیماران قلبی کتابدار نخوانند!)
ای نامه که میروی به سویش از قبل بشور دست و رویش
بعدا نظری به اسمان کن وانگه .........................؟
بیت اخری را هر چه گشتیم پیدا نکردیم. یعنی یک بار که در کتابخانه نشسته بودیم و برای یک کتاب مچاله شده سوز و گداز از خودمان در میکردیم یک دفعه ،به جان خودمان یکدفعه ، این دو بیتی از ما صادر شد.حالا ما می گوییم یک دفعه شما باور نکن. ولی به جان جفتمان یک دفعه ای شد، حالا باز نروی همه جا چو بیندازی که کتاب دارها شعر هم میگویند آنهم چه شعری!، اصلا نمی دانیم چه شد که این ابیات بر ما هجوم آورد ،هر چه تقلا کردیم جا خالی بدهیم نشد که نشد. ببین دارم می گویم باز نروی بگویی کتابدارها حواسشان به مراجعه کننده نیست و مدام در حال شعر گفتن تشریف دارن .بابا ما هم درس مرجع خوانده ایم به جان جفتمان و اینقدر سرمان می شود که لااقل وقتی مراجعه کننده دم در است بی خیال شعرو شاعری شویم.باور کنید این شعر را که گفتیم همان فی الفور ثبتش کردیم،فهرست کردیم،همه کار برایش کردیم که گم و گور نشود ولی شد،خصوصا همان مصرع آخر که جگر من را کباب می کرد. خلاصه ما قصدمان شعر گفتن نبود، یعنی ما کتابداریم و این کار ها برای ما افت دارد ،ولی آنروز ،خدا ذلیل کنند این عباس آقا را که یک استکان چای دو روزه برایمان آورد و برای آنکه جگر ما را خون کند آن کتاب را هم نشانمان داد، دلمان از دهانمان آمد بیرون ، یک چیزی می گویم یک چیزی می شنوید، کتاب نگو، بگو جگر زلیخا،جلد یک طرف بود و متن یک طرف، عینهو گوسفندی که تازه سر بریده بودند ،پوست یک طرف گوشت یک طرف، ما هم که دل نازک، اشک میان چشممان حلقه زد ، انشالله برای هیچ کتابداری پیش نیاید چنین روزی، انشالله نبیند هیچ کتابداری که یک کتاب اینطور بی سروسامان شود، آخه شما فکرشو بکن، نه برچسبی، نه رده بندی کنگره ای، نه حتی یک رده بندی دیویی ، نه فیپایی ،نه صفحه عنوانی، نه فهرست مندرجاتی، نه نمایه ای، نه کتابنامه ای ونه مهر کتابخونه و نه حتی یه ISBN ناقابل! انگاری همین الان از بازداشتگاههای هیتلر در اومده لخت و عور ،عینهو نی قلیون،کچل،سنگ دل ترین آدم هم دلش می گیرد از این صحنه چه برسد به ما که کتابداریم و ، ، آخ..آخ..آخ...،ای کاش ده روز غش میکردم ولی این صحنه رو نمی دیدم.
http://www.nlai.ir/Default.aspx?tabid=1282
+ نوشته شده در جمعه 1388/06/06ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
آیا موتورهای کاوش جانشین کتابداران خواهند شد؟
مقدمه
ظهوراينترنت، محموله هاي اطلاعاتي را قادرساخته كه به صورت پيوسته[1] دردسترس قرارگيرند.موتورهاي كاوش، به منظور كمك به جويندگان اطلاعات كه براي به دست آوردن اطلاعات مورد نيازخويش دردام شبكه جهانگستر افتاده اند، دردسترس قرارگرفت.مسلما تازه ترين موتورهاي كاوش،درطول سالها دسترسي به اطلاعات مناسب را بهبود بخشيده اند، بدون اينكه جوينده اطلاعات مجبورباشد براي به دست آوردن آن، مسيرخودرا به سوي كتابخانه بپيمايد.همانطوركه شخصي اظهاركرده،“شهرت موتوركاوش به واسطه راحتي و آسايشي است كه فراهم ساخته است… حتي مجبورنيستيد ازمنزل خارج شويد…”(استيونس[2]،2003).افزون براين،استيونس ذكرميكند كه برخي ازرفتن به كتابخانه، بازايستاده اند زيرا ممكن است كتابهايي كه گرفته اند به همان سودمندي كه به نظرميرسند نباشند.حتي يك كتابدار،فاي چادول[3](1996) معتقد است كه“ نه فقط اينترنت جايگزين كتابها خواهدشد، بلكه احتمالا جايگزين كتابداران و كتابخانه ها نيز خواهد شد.”بنابراين، آيااين به اين معناست كه با ظهور اينترنت و موتورهاي كاوش پيشرفته تربراي جستجوي اطلاعات درشبكه جهانگستر، كتابداري به زودي يك حرفه ازبين رفته تلقي خواهدشد؟اين مقاله به صورت مختصر،اين موقعيت را درصورت وقوع درآينده نزديك، تجزيه خواهدكرد. دراين خصوص، بخشي ازطرح به كاررفته درمقاله اي منتشرنشده درسال 2002(تان[4]) ازيك هنوان مرتبط براي ياري جستن ازبحثي درباره عنواني كه دردست است، استفاده خواهدشد.
http://www.irandoc.ac.ir/data/e_j/vol2/robots.htm
+ نوشته شده در جمعه 1388/06/06ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
سایت جالبیه ... اینکه کجا برای کتابدارا کار هست ... کارشناسی ارشد چه خبر و ... http://21centenarylibrarian.blogfa.com هنوز نمی دونید کتابداری چیه؟ بدتون می یاد از کتابداری؟ یه سری به این وبلاگ بزنید ... چندتا کاریکاتور محض خالی نبودن عریضه ... 

+ نوشته شده در شنبه 1388/05/24ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/12/11ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
با توجه به این که مراسم اسکار چند روز قبل برگزار شد فکر کردم شاید بد نباشه در این مورد مطلبی بذارم... جایزهی اسکار، این مجسمهی چهارکیلویی، هشتاد و یک سال عمر کرده است. در ابتدا هنوز هیچ کس برایش اسمی انتخاب نکرده بود و تا چند سال با اسم "جایزه قدردانی آکادمی" شناخته میشد. بنا بر روایات و حکایات نقل شده، به احتمال زیاد اولین کسی که باعث اسم دار شدن این مرد طلایی شده، کتابدار آکادمی خانم مارگارت هریک (Margaret Herrick) بوده که وقتی برای اولین بار چشمش به آن افتاده با صدای بلند و پیروزمندانهای اعلام کرده: «وای! این که شبیه عمو اسکار من است!» و این ابراز هیجان آنقدر قوی بوده که بلافاصله اسم "اسکار" را برای این مجسمه ۳۵ سانتیمتری انتخاب کردند. و البته به روایتی دیگر: بتی دیویس (Bette Davis)، هنرپیشه آمریکایی هم یکی دیگر از کسانی بوده که نقل میشود، در هر محفلی که حضور داشته، دائماً بر این نکته تأکید میکرده که این مجسمه او را به یاد همسر اولش، "هارمون اسکار نلسون" میاندازد. http://www.dw-world.de/dw/article/0,,3140494,00.html به نظر من که قیافش اصلاْ معلوم نیست و من رو یاد هیچ کس نمیندازه!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/08ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
با اين حساب معلوم نيست مشكل، كتاب نخواندن مردم ماست يا آمار كتاب خواندن آنها؟ آخرين چهره فرهنگي كه نسبت به آمار سرانه مطالعه كتاب در كشور ابراز نگراني كرده، علي لاريجاني است كه در ديدار مديران كتابخانههاي عمومي سراسر كشور گفت: بايد كتاب را يك شريان منضبطكننده فكر بشري بدانيم كه قدر و منزلتش بيش از وضعيت فعلي باشد چون در مجموع آمارها از نظر انس مردم با كتاب نگرانكننده است. چراغ اول اين مناقشه با حرفهاي علياكبر اشعري روشن شد. مشاور فرهنگي رئيسجمهور و رئيس سازمان كتابخانه و اسناد ملي ايران چندين و چند بار و از تريبونهاي مختلف اعلام كرد: سرانه كتابخواني در كشور براي هر نفر تنها 2 دقيقه در شبانه روز است كه اين سرانه با افزودن كتب درسي براي برخي از افراد در شبانه روز حدود 6 دقيقه خواهد شد.
آمار سرانه مطالعه كتاب كه از مدتي پيش محل مناقشه چهرهها و مسئولان فرهنگي بود حالا خود تبديل به معضلي شده كه انگار خيلي جديتر از خود سرانه مطالعه كتاب است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
مقدمه در طول ساليان دراز كه از عمر كتابخانهها ميگذرد آنها هميشه فراخور زمان خود، از تكنولوژيهاي نوين و متفاوتي براي بهبود عملكرد و خدمات خود بهره بردهاند. ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
کتابخانه مجازی ایران اسم این سایت فوق العاده است. شما می تونید از توی این سایت در عرض چند دقیقه...دقت کنید...چند دقیقه!!!...کتاب دانلود کنید!!!
من خودم کتاب گزیده طنز عبید زاکانی رو دانلود کردم. سایتش موضوع های مختلف داره... برید خودتون ببینید... همین الان برید.
+ نوشته شده در جمعه 1387/11/11ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
تعریف مادربزرگ از کتابخونه:
و کتابداری با هوش متوسط: و باز همان کتابدار... و بازهم...



+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
تصادفي كه از مهندس كشاورزي ، يك كتابدار ساخت گفتگو با يزدان منصوريان آران بردبار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1387/10/13ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
مطمئناْ تمامی شما با موتور جست و جوی google آشنا هستید. هنگامی که google را بشناسید، google groups را هم می شناسید. یکی از این گروهها به کتابداری اختصاص داده شده و به زبان فارسی است. نام این گروه کتابخانه و کتابدار است. می توانید با عضو شدن در این گروه سهمی در شناختن این رشته به علاقه مندان داشته باشید:
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
جین اولساک، کتابداری از ایالات متحده مترجم:مهدیه محمداصغری من یک کتابدار مرجع در شعبه ی lake wood از کتابخانه ی ocean country library هستم. من به مدت 16 سال است که در این شعبه مشغول به کار هستم.در ابتدا کار خود را با عنوان دستیار کتابدار شروع کردم ، بعد از آن به عنوان انترن و بعد از گرفتن مدرکMLS از دانشگاه راتگرز در سال 1997 ، به عنوان کتابدار مشغول به فعالیت شدم. زمانی که دستیار کتابدار بودم ، تقریبا از نیمی از وقت خود را در بخش مرجع می گذراندم و به همین علت توانستم تجارب مفیدی را در ای قسمت بدست بیاورم.من مسئول بخش انتخاب کتب دانشگاهی نیز بودم.در آن زمان که انترن بودم زمان خودم را به دو قسمت کتب مرجع و کتابدار سمعی بصری تقسیم کرده بودم.منظور از کتابدار سمعی بصری کسی است که مسئول طبقه بندی و ایجاد مجموعه ای از فیلم ، کتاب ، نوار ، سی دی ، کاست ها و سی دی های موسیقی می باشد.من تصمیم گرفتم یک مجموعه ی سمعی بصری برای جمعیت اسپانیایی زبان ِ Lakewood درست کنم. به همین منظور وقت فراوانی را صرف برنامه ریزی ، نوشتن اخبار و طراحی بروشور ، پوستر و آگهی کردم. وظایف کنونی من بسیار متنوع و گوناگون هستند.و من هرروز چیز تازه ای یاد می گیرم.کار من هیچ وقت خسته کننده نمی شود و زمان برایم همیشه زود می گذرد..و به همین علت است که من همیشه از کار کردن لذت می برم.به جز کارکردن در بخش مرجع ، من به تدرس کامپیوتر در لابراتوار تکنولوژی که به تاز گی راه اندازی شده است نیز مشغول هستم.من به خوبی می دانم که چه طور باید مشکل کامپیوتر را رفع کرد. من در یک مجموعه ی چهارنفره کار می کنم که ویدیوهای مخصوص به بزرگسالان را برای مجموعه ی OCLانتخاب می کنیم.من به عنوان رابط در شعبه ی Lakewood نیز کار می کنم.وظیفه ی من ارائه ی راهکارهای مناسب برای افراد مختلف و فرستادن این راهکارها به OCL است تا در اختیار کتابداران قرار بگیرد.هر زمان که لازم باشد من در قسمت ِ کتب مرجع کودکان نیز کمک می کنم.من به خوبی می توانم از فرصت های موجود در سیستم OLC برای آموزش کامپیوتر استفاده کنم. چرا تصمیم گرفتم که یک کتابدار شوم؟.علت های مختلفی وجود دارد.من از زمانی که یک دختر بچه بودم به کتابخانه علاقه داشتم.من همیشه از این که به دنبال مطلبی بگردم لذت می بردم.زمانی که در مدرسه ی ابتدایی درس می خواندم عضو یک گروه در مدرسه به نام انجمن جستجو بودم.این انجمن به بچه ها کمک می کرد تا مهارت های جستجو را یاد بگیرند.کتابخانه ی شهر در خیابان ِ مدرسه ی ما بود به همین خاطر من اکثر اوقات آن جا بودم و به کتابدارها کمک می کردم .علاقه ی من به کتابخانه تا زمانی که به دانشگاه رفتم ادامه داشت.وقتی وارد دانشگاه شدم به عنوان یک دستیار ساده در کتابخانه ی دانشگاه مشغول به کار شدم.رشته ی من زبان انگلیسی بود و سعی می کردم همیشه با کتاب در رابطه باشم.بعد از 4 سال تدریس به این نتیجه رسیدم که کار کردن در کتابخانه بسیار برایم لذت بخش است.من داوطلبانه به عنوان کتابدار در مدرسه ی ابتدایی پسرم شروع به کار کردم و زمانی که فهمیدم کتابخانه ی محلی افتتاح شده است برای استخدام به آن جا رفتم...و حالا این جا هستم. من از کتابخانه لذت می برم چون کتاب ها من را احاطه کرده اند و به سادگی به هر نوع اطلاعاتی هم به صورت مکتوب و هم به صورت دیجیتالی دسترسی دارم.من هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم و هرروز با مردم از قشرهای مختلف و سنین مختلف سر و کار دارم. من از تجربه ی خود در مصاحبه و تدریس استفاده می کنم و مجبور بودم کار با کامپیوتر را هم به عنوان یک نقطه ی مثبت یاد بگیرم. منبع: http://www.nlai.ir/Default.aspx?tabid=1253
چرا کتابدار شدم؟
"کتاب ها من را احاطه کرده اند وهر روز چیز تازه ای یاد می گیرم"
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
Information technology in librarianship : new critical approaches

Type:
Book; English
Publisher:
[S.l.] : Libraries Unlimited, 2009
ISBN:
1591586291 9781591586296
OCLC:
228063677
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
The librarian series are movies starring Noah Wyle as a librarian who protects a secret collection of aircrafts. The Librarian: Quest for the Spear (2004) Noah Wyle plays Flynn Carsen, 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/08ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
A book may be compared to your neighbor; if it be good, it cannot last too long; if bad, you cannot get rid of it too early. Book lovers never go to bed alone. There are two kinds of statistics, the kind you look up and the kind you make up. Seventy million books in America's libraries, but the one you want to read is always out. "Classic": A book which people praise but don't read. Knowledge is free at the library. Just bring your own container. Book -- what they make a movie out of for television. On how many people's libraries, as on bottles from the drugstore, one might write: "For external use only." http://www.useful-information.info/quotations/library_quotes.html#informationFunny Library Quotes
- Henry Brooke
- Unknown
- Rex Stout
- Tom Masson
- Mark Twain
- Unknown
- Leonard Louis Levinson
- Unknown
+ نوشته شده در شنبه 1387/10/07ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
A beautiful library Yes this is a library...comparing to our faculty library, this one is pretty HUGE! For people who love libraries, Curious Expeditions has posted Librophiliac Love Letter : A compendium of Beautiful Libraries . The Old British Reading Room in the British Museum, pictured above, is just a sample image from the compendium. These are traditional ,high-ceilinged, "cathedral style" libraries, no longer in fashion but still a treat to see and to visit. Another gorgeous library...oh my god: the Strahov Theological Hall in Prague. Want to see more amazing images of libraries, go to http://classicist.blogs.com/weblog/2007/09/libraries.html.jpg)
![]()

+ نوشته شده در شنبه 1387/10/07ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |
The average salary for a Librarian in 2008 in the UK is: I've always wondered how much I can earn if I worked as a librarian someday...in a foreign country...like England...(dare to dream!), so I found this website, which lets you know about different job's salaries, money management, financial knowledge and stuff like that with this address : www.mysalary.co.uk (in case you wanted to check it out) Anyway, 18,334 pounds is 29,334,400 tomans (if 1 pound = 1600 tomans) This is the average salary we're talking about, you can increase or decrease it. That's up to you.
18,334 pounds![]()
+ نوشته شده در شنبه 1387/10/07ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط فرنازفصیحی(FASSIHI85) |